نویسنده : سید مهدی ; روز شنبه ٩ آبان ۱۳۸۸;

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد

وای اگر از پس امروز بود فردایی

چند روز پیش رفتم فیلم کتاب قانون رو دیدم. فیلم طنز لطیفی داشت که واقعا به دلم چسبید. همیشه زندگی تازه مسلمان ها و و طرز نگاه آنها به اعمال دینی و اعتقادی برایم جالب بوده و هست.دید زیبا و لطیف تازه مسلمان ها ما را کمی به خود می آورد و طعنه ای به ما می زند که اسلاممان از صدقه ی سر پدرانمان و واسلام آنها از پدرانشان و الی آخر است.

نکته ی جالب فیلم در این است که دخترک تازه مسلمان نکاتی را به مسلمانان با سابقه تذکر می دهد که بارها شنیده اند. فیلم صحنه ای دارد که در آن زنان برای ختم انعام جمع شده اند و سفره ی نذری پهن کرده اند و پس از پایان مراسم قرائت قرآن و خوردن از خوراکیهای رنگارنگ سفره مشغول غیبت کردن هستند و و دختر تازه مسلمان به آنها می گوید که چرا بعد از خوردن این همه غذا باز هم گوشت برادر مرده خودتون را می خورید و اینجاست که جلسه به هم می ریزد و زنی که بزرگ جلسه است می گوید خوب شد حدیث الغیبه اشد من الزنا را نگفت وگرنه می گفت همه بعد از خوردن غذا دارید ... و شاید اصلا دخترک این حدیث را بلد نبود

و من می خواهم بگویم مشکل ما مسلمانان با سابقه همین است که به چیزهایی که می دانیم عمل نمی کنیم. مشکل مسلمانی ما این است که برای رسیدن به آن دنبال فرمول های عجیب و غریب می گردیم. هنوز به ساده ترین مسائل و احکام دینی مان اهمیت نمی دهیم و دنبال راه های سیر و سلوک عرفانی می گردیم. فکر می کنیم برای رسیدن به خدا این احکام ساده و تو صیه های اخلاقی کم است و یا اینکه برای توبه و بازگشت به سمت خدا نیاز به یک اتفاق فوق العاده است.

همه حدیث نبوی را شنیده ایم که کسی سه روز با برادر دینی خود قهر باشد از دین خارج است ولی انگار فکر می کنیم رسول مکرم اسلام (ص) با ما شوخی دارند و ما سالها با برادران مسلمان خود به دلایل واهی قهریم و باز هم نماز و روزه مان ترک نمی شود و فکر می کنیم مسلمانیم. و چه زیباست نگاه و عمل دخترک تازه مسلمان که به اقوام شوهرش که با او قهرند می گوید تنها یک دقیقه فرصت دارید که از مسلمانی خارج نشویدو این یک هشدار کاملا جدیست.

توصیه ایست از حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) که می فرمایند:

((بینید چقدر ما غافلیم! چقدر ما به خودمان ظالمیم که واضحات را زیر پا می گذاریم! مطلب همین است، دائر مدار این است که اگر معلومات ما زیر پا نباشد، مجهولات ما عملی نشود، کار تمام است.
معلومات را نباید زیر پا گذاشت، آدم پشیمان می شود، اگر به معلوماتش عمل کرد، دیگر روشن می شود، دیگر توقف ندارد.
اگر دید باز هم توقف دارد، بداند- به طور یقین- بعضی از معلومات را زیر پا گذاشته است، کفشش ریگ دارد، خوب دقت نکرد که این ریگ را خارج کند: «‌من عمل بما علم ورثه الله علم ما لم یعلم. »
هیچ کس نیست که بگوید هیچ چیز نمی دانم، [اگر بگوید] دروغ می گوید هر کسی [که] هست، غیر معصوم بعضی چیزها را میداند و بعضی چیزها را نمیداند؛ آن چیزهائی را که می داند، اگر عمل کند، آن چیزهایی را که نمی داند می فهمد.
آن چیزهایی را که می دانید، عمل کنید؛ و آن چیزهایی را که نمی دانید، از حالا توقف کنید و احتیاط کنید تا روشن شود، وقتی به آنها عمل کردی روشن می شود؛ به همان دلیلی که اینها را برای شما روشن کرد، آنهای دیگر را هم روشن می کند.
علی هذا، ببینید، برای چه توقف داریم. آنچه می دانی بکن و آنچه نمی دانی، احتیاط کن، هرگز پشیمان نخواهی شد.))

کتاب قانون فیلم زیبایی بود و اگر ندیده اید توصیه می کنم ببینید . دیدن این فیلم باعث شد پس از چندی حالی خوش به من دست دهد و البته تلنگر خوبی بود.





صفحه نخست
خبر خوان RSS
SMPtheme
شروع دوباره