نویسنده : سید مهدی ; روز دوشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸٦;

شعر زیبایی از دکتر محمد حسین بهرامیان

آمد درست زیر شبستان گل نشست
دربین آن جماعت مغرور شب پرست

یک تکه آفتاب نه یک تکه از بهشت...
حالا درست پشت سر من نشسته است

-----------------------------------------------------

این بیت مطلع غزلی عاشقانه نیست
این سومین ردیف نمازی خیالی است

گلدسته‌ی اذان و من و های‌های‌های
الله‌اکبر و انا فی کل واد ِ ... مست

سبحان من یمیت و یحیی و لا اله
الا هو‌الذی اخذ‌العهد فی الست

یک پرده باز پشت همین بیت می‌کشیم)
(او فکر می‌کنیم در این پرده مانده‌است

..................................................

سارا سلام...اشهد ان لا اله... تو
با چشم‌های سرمه‌ای...ان لا اله ...مست

دل می‌بری که...حی علی ...های‌های‌های
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست

بالابلند ! عقد تو را با لبان من
آن شب مگر فرشته‌ای از آسمان نبست؟

باران جل‌جل شب خرداد توی پارک
مهرت همان شب..اشهد ان..در دلم نشست

آن شب کبو .. (کبو).. کبوتری از بامتان پرید
نم نم نما (نما) نماز تو در بغض من شکست

سبحان من یمیت و یحیـــــــــــــی و لا اله
الا هوالـــــــــــــذی اخذالعهــــد فی الست

سبحان رب ِ هر چه دلم را ز من برید
سبحان رب ِ هر چه دلم را ز من گســــست

سبحان ربی الــ... من و سارا .. بحمده
سبحان ربی الــ ... من و ... سارا دلش شکست

سبحان ربی الــ... من و سارا به هم رسیــ...
سبحان تا به کی من و او دست روی دست؟

زخمم دوباره وا شد و ایاک نستعین
تا اهدنا الـصـ ... سرای تو راهی نمانده‌است

مغضوب این جماعت پر های‌و‌هو شدم
افتادم از بهشــــــــــــت بر این ارتفاع پست

***

یک پرده باز بین من و او کشیده‌اند)
( سارا گمانم آن طرف پرده مانده‌است

به نقل از سایت لوح

http://www.louh.com/




صفحه نخست
خبر خوان RSS
SMPtheme
شروع دوباره