نویسنده : سید مهدی ; روز شنبه ٤ اسفند ۱۳۸٦;

اگر روحانیون مسلمان ، اسلام را همچون امام صدر تبلیغ می کردند اثری از مسیحیت و سایر ادیان باقی نمی ماند…جرج جرداق
مسیحی ها می گفتند: «مسلمان ها لیاقت داشتن رهبری مثل امام موسی را ندارند.» .«فواد شهاب« مسیحی (که فرمانده ارتش لبنان بود و زمانی هم رئیس جمهور لبنان شد ) گفت : «امام موسی اگر مسیحی بود ما او را به مقام قدیسی می رساندیم و مثل مسیح از او تبعیت می کردیم.»
یاسر عرفات،بعد از اولین دیدار با امام موسی صدر گفت:«ایشان شخصیت جامع و منحصر بفردی ست، اما ما کسانی را می خواهیم که رهبرشان باشیم نه اینکه آنان رهبر ما باشند!»
این توصیف مرد مقاومت فلسطین درباره کسی ست که سال ها حامی و مدافع فلسطینیان بود.کسی که از حضور فلسطینی هاس آواره در لبنان دفاع کرد و جوانان شیعه جنوب لبنان را برای حمایت از آنان و جلوگیری از اخراجشان از لبنان به اردوگاه ها فرستاد تا حفاظی انسانی تشکیل دهند و تا او بود، فلسطینیان در لبنان بودند.
کسی که جوانان امل را برای اجرای عملیات علیه اسرائیل به فلسطین می فرستاد و آن را به نام فلسطینی ها می زد! تا انان مبارزه را بیاموزند و توان مقابله در برابر اشغالگر را پیدا کنند.
حق با عرفات بود،چریک فلسطینی خوب فهمیده بود که سید موسی صدر را نمی توان محدود کرد، نمی توان بر او مسلط بود.اوست که تفکرش،قدرتش و حضورش انچنان سنگین و با نفوذ است که هر مبارز و رهبر و اندیشه ای در برابرش کمرنگ می شود.چنین انسانی هرقدر محبوب ملت ها باشد،خارچشم طالبان قدرت است. اگر چه همین عرفات در روزهای مبارزه بارها از امام موسی صدر کمک خواست و او همواره به یاریش شتافت.
و سید موسی صدر آنقدر درخشان و باجاذبه بود که چاره ای نماند جز حذفش.اما کشتنش نه،نکند مزارش برای همیشه نمادی از او باشد.تصمیم به حذفش گرفتند، او را ربودند، تا در گذر سال ها فراموش شود:بیشتر از خودش تفکرش.
تفکری که دکتر چمران آن را نمونه و سمبل 1400 سال تشیع می دانست. کسی که چمران او را خورشید عشق نامیده بود که بر همه یکسان می تابید و بی حساب می بخشید.
این چنین بود که کسانی چون معمر قذافی که رویای حکومت بر دنیای عرب داشتند را تاب تحمل امام موسی صدر نبود.چرا که تا او بود،به هیچ تفکر غلط،دیکتاتور مابانه و متعصبانه ای اجازه جولان نمی داد. این تنگ نظری بود که جسارت بی احترامی به امام موسی صدر را به او می داد.جسارتی که در نهایت باعث ربودن امام در لیبی شد.
9 شهریور 1357، امام موسی صدر و دو همراهش که به وعوت رسمی دولت لیبی به آن کشور رفته بودند،برای دیدار با شخص قذافی از هتل خارج و سوار ماشین دولتی شد و دیگر بازنگشت. می گویند ایشان با قذافی دیدار داشته و گفت و گویشان به بحث کشیده است.
 




امروز 29 سال از ربوده شدن امام موسی صدر می گذرد،قذافی همچنان حکومت می کند،فلسطین همچنان درگیر جنگ است و دولت های عرب همچنان دنباله روی غرب.
امام موسی صدر برای حل مشکل فلسطین و لبنان به تمام کشورهای عربی سفر کرد و سران عرب را به وحدت دعوت کرد. شیخ حسن خالد (مفتی اهل سنت لبنان) راههای وحدت شیعه و سنی را یاددآور شد .نوشت « برای وحدت بیشتر می توان بررسی کرد که در رویت هلال به طرق نوین علمی و تعیین زاویه دید هلال در افق تکیه شود تا همه ی مسلمانان یک روز مشخص را عید بگیرند و دشواری های ناشی از تعدد روزهای عید مثل تعطیل رسمی و دید و بازدید از بین برود .او ادامه داد می توان با بازخوانی منابع اذان واحدی برای تمام مسلمانان جهان بر گزید البته برای ما شیعیان سخت است که «حی علی خیر العمل» را بگوییم و شهادت ثالثه (اشهد ان علیا ولی الله) را حذف کنیم ولی من این حساسیت را تحمل می کنم تا به وحدت برسیم »امام که گویا پاسخ منفی شیخ خالد را از پیش حدس می زد در ادامه پیش نهاد کرد«و اگر این کار برای شما مقدور نیست پس اجازه بدهید ما نیز اذانمان را در روزهای معین پخش کنیم .
هدفی که محقق نشد.........
وقتی او رهبر شیعیان لبنان بود،دختر مسیحی و مرد مسلمان نمی شناخت،امام همه بود.اما سال قبل وقتی ارتش اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد،همه دولت های عرب سکوت کردند و تنها ناظری بودند بر مبارزه شیعیان جنوب لبنان!
29 سال بعد از ربودن امام موسی صدر،شیعیان لبنان،نیروی مقاومت مردم لبنانند و هنوز خود را فرزندان سید موسی می دانند و دولت های عرب در رقابت برای خدمت بیشتر به غرب تا دوام حکومتشان تضمین شود!
امام موسی صدر از اسلام می گفت،دینی نه برای مرگ و دنیای دیگر،نه برای عزلت نشینی و از دنیا بریدن.برای زندگی،برای بودن در بطن زندگی.
جوانان را به شادی و لذت بردن تشویق می کرد،زیبایی را می ستود،هنر را دوست داشت،علم را تحسین می کرد،حجاب را زمانی با ارزش می دانست که انتخاب باشد و ان را مخالف زیبایی نمی دانست.
هم با مقامات روحانی دیدار می کرد،هم سراغ ساز مان های صنعتی می رفت تا راز پیشرفت را بیابد و بداند.می گفت:« ایمان و اعتقادی ارزش دارد و منشأ اثر است، که انسان از ورای قله علم بدان بنگرد».
موسیقی را دوست داشت،ان را نه باعث رخوت و فساد که علت ارامش و تعالی روح می دانست.فقه شیعه را همپای روز پیش می برد.مذهبش را پنهان نکرد،اما به همه عقاید احترام گذاشت.انچنان که مخالفانش هم از روح بزرگش می گویند.
سید موسی صدر الگوی مسلمانی ست.مسلمان آگاه و معتقدی که فرزند زمان خودش بود و آرمانخواه. کسی که برای ساختن امتی در شان نام اسلام تلاش کرد.هرگز تهرید نکرد.تحقیر نکرد.تحریک نکرد.همانطور که هرگز مسامحه نکرد.تسلیم نشد.کرنش نکرد.بیراه نرفت.
29 سال از ناپیدی شدن امام موسی صدر و دو همراهش می گذردواما خورشیدی که به توصیف دکتر چکران سخاوتمندانه بر همه می تابید،هنوز هم می درخشد،هنوز می تواند الگوی مسلمانی امروز باشد.
قذافی جسم سیدموسی را ربود،اما نام «صدر» هنوز نماد و معنی تفکر اسلام ناب است : اندیشه ای که نمی توان حذف کرد

 

 

منبع:وبلاگ فرزندان سلمان فارسی http://samiyusuffan.blogfa.com
 




صفحه نخست
خبر خوان RSS
SMPtheme
شروع دوباره