نویسنده : سید مهدی ; روز یکشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸۸;

درباره ی حرف های مجید مجیدی در حضور رهبر انقلاب:

1 – بعد از حوادث و اتفاقاتی که پس از انتخابات 22 خرداد روی داد همیشه دوست داشتم موضع هنرمندان متعهد و ارزشی کشور البته هوادار مهندس موسوی بودند را بدانم. هنرمندانی مثل مجید مجیدی، میر کریمی، تبریزی ، شجاعی، کاکایی، ساعد هدایتی، میر شکاک و ... هنر مندانی که دوستشان داشتیم و با آثار آنها زندگی کرده بودیم و آثار شکیل و ارزشی اونها در این دنیای فیلمها و کتاب های غیر ارزشی و آثار ارزشی حقیر و بی مایه کیمیا بود.

دوست نداشتم آنها را به دلیل سرخوردگی کنار کشیده از هنر متعهد و اصیل انقلاب اسلامی ببینم و این موضوع به صورت انحصاری در اختیار عده ای چون شمقدری، ده نمکی و سلحشور و الباقی قرار گیرد و چون مرادشان تفرمایند هر که با ما نیست بر ما ...نه بر انقلاب  و شهدا و امام و آرمانهاست . کما اینکه پس از حرفهای مجید مجیدی او را  در رسانه ی نوشتاری خود به سبک صدا و سیما م.م نامیدند که با کمال بی ادبی در حضور رهبر انقلاب صحبت کرده و در حالی که از سینماگران دفاع مقدس نبوده به طرز مشکوکی!وقت زیادی از جلسه گرفته .امید وارم مجید مجیدی و سایرین نقش پررنگ خود را در این برهه برای انحصاری نشدن فرهنگ انقلاب و جنگ بدانند.

2- اینکه مجیدی شکایت خود را از ظلم ها، تهمت ها و فضای بی خود کشور به محضر رهبر انقلاب می برد، دلگیری ها و غصه هایش را با او درددل می کند باعث دلگرمی است و نشان می دهد که رهبر انقلاب، رهبر و ولی فقیه همه است و ملجا آلام و درد های همه ی اقشار جامعه است نه آن گونه که عده ای با استفاده از فضای پیش آمده دوره ی 4 ساله و فضای بعد از انتخابات ایشان را انحصاری برای خود خواسته اند. متاسفانه در 4 سال گذشته دکتر احمدی نژاد و مریدان اینقدر از رهبری و جایگاه ولایت فقیه مایه گذاشته اند و این قدر این طرف و آن طرف خود را به این جایگاه چسبانده اند که واقعا باورشان شده ایشان تنها رهبر آنهاست.

3-  فضای کشورفضای بسیار بی خودی شده است و البته صدا وسیما در شکل گیری این فضا بسیار موثر بوده است.البته من به دلیل عدم دسترسی به تلویزیون نمی دانم که آیا این برنامه  و صحبت های مجیدی پخش شده است یا نه ولی چه خوب بود که مجیدی به صورت متقن و نه احساسی در جلوی رهبری و رئیس صدا و سیما آن را به چالش می کشید.البته همین مقدار هم غنیمتی است.

در نقد عملکرد صدا سیما همین بس که پس از روزها که از جنایات کهریزک – جنایت گفتم چون خود رهبر انقلاب این گونه توصیف کرده اند-می گذشت، گزارشی سفارشی با ابعادی بسیار کمتر از ابعاد این فاجعه و تنها برای کاستن از جو سنگین بی اعتمادی به صدا و سیما پخش می کند.

4- جناب آقای مجیدی !

در مورد رویداد های پس از انتخابات حرف بسیار است و البته شما گوشه ای از حرف دل دلسوزان انقلاب رادر مورد فضای اتهام و افترا در کشور و فضای غمبار بی اعتمادی و فضای دورنگی و دو رویی حاکم را زدی . اینها همه قبول است ومی دانم ولی

آقای مجیدی بیایید چند لحظه ای عملکرد بد رئیس جمهور و مشایی و رحیمی و ده نمکی و صدا وسیما و رجا نیوز و فارس و سایر رفقا – که البته ولایت پذیری خود را در قضیه ی مشایی نشان دادند و همچنان نشان می دهند-را که اولین مورد ذهنی ما و شماست کنار بگذاریم و فقط چند لحظه به مهندس موسوی و جماعت سبز فکر کنیم .

مهندس خراب کرد. آقا دلگیر است از یاران هم سنگر قدیم و جماعت حامیشان یعنی سبز ها . ما دلگیریم از اینکه می بینیم حرف با عمل یکی نیست و مهندس تنها دم از آرمان امام می زند. همه ی اتفاقاتی که پیش آمد را کنار بگذارید و تنها همین روز قدس را ببینید که بدیهی ترین آرمان امام یعنی آرمان فلسطین و آرمان اسرائیل ستیزی توسط جماعت سبز زیر سوال رفت و تا این لحظه هم که واکنشی از طرف رهبران نداشته است.

دلگیریم از دکتر و شیخ و مهندس و سید و همه وهمه که چرا چنین می کنند؟ دلگیریم که فرزندان انقلاب بزرگ خمینی این گونه به جان هم افتاده اند و امام و آرمان او تنها بازیچه ای برای قدرت طلبی آنها شده است .

 

مجیدی چه گفت؟ رهبر انقلاب چه پاسخی دادند؟

" تبرکا اینجا آمدم ... طعم روزهای زیبای دفاع مقدس همه ما را دلتنگ میکند... حال آن روزها من را دچار افسردگی می کند.. هم اکنون بر ما چه می گذرد...دورانی که پر از شور و شعف بود. دورانی که کسی زور نمی زد صف اول باشد ، نامش در تیتر اول باشد ، همه تلاش میکردند مخفیانه کار بکنند، کسی نبیند که چه کسی کفش شان را واکس میزند ، مردمی که نداشته شان را تقسیم میکردند... براستی چه شد آن روزها ... آن روزهای زیبایی که اسم شان  را بگذاریم رویاهای سرزمین من ، سرزمین ایران... انگار جنگ واقعی که پر از کینه است الان دارد اتفاق می افتد ... کسی آن موقع به کسی تهمت نمیزد ، همدیگر را متهم نمیکرد .

 

حال چرا اینجوری است ... " مجیدی در این لحظه ناگهان بغض کرد و با صدایی اشک آلود خطاب به آقا گفت :

 

 آقا ما دلتنگ ایم . آقا من حالم خوب نیست .. کجا داریم میرویم ...چرا به چنین روزیی افتادیم ... چکار می کنیم ..." و سپس در آرامش ادامه داد " همه چی را داریم قطعه قطعه می کنیم ... آن رشادتها کجا رفتند ... غرور ما را گرفته ... ماچیزی از خودمون نداریم هر چه داریم متعلق به شهداست و مردانی که پایمردی کردند تا ما در عرصه های مختلف قدم برداریم .

 

قهرمان واقعی ما آنها هستند ... " و سپس دوباره با حالت بغض گفت "آقا من حالم خوب نیست ... حال خیلی از فیلمسازها خوب نیست ... خیلی از فیلمسازها امروز نیامدند و البته دلیلش بی حرمتی نبود بلکه مایل بودند در موقعیتی مناسبترحضورتان بیایند و حرفهاشان را با آقا بزنند ... همه دارد از دست میرود... داشته و نداشته های ما دارد از بین میرود ...

 

 چرا همدیگر را متهم میکنیم ... همه چی یکطرفه است... من همین جا اعلام میکنم تلویزیون حق ندارد اصلا تصویر من را پخش کند. برای اینکه مجیدی را میبرد در لیست سیاه ... من هیچی ندارم . هرچی دارم از مردم و انقلاب است ...

 

 اگر درایت و تدبیرخردمندانه شما نبود هر کاری میخواستند میکردند... من آن لیست را دیدم ... تلویزیون حق ندارد حتی در مدیریت جدید هم حق ندارد تصویر من را پخش کند ... همه ضررها بخاطر این است که عصر خودمان را فراموش کردیم ...به یک وضع نامتعادلی رسیدیم ، به یک وضع بی اخلاقی ، فضای دروغ ، تهمت ... فیلمی که من ساخته بودم سه بار اعلام کردم این خانم هنرپیشه نیست اما سه بار در رسانه های رسمی اعلام کردند هنرپیشه است ... چرا به اینجا رسیدیم .

 

بخاطر اینکه از ریشه ها جدا شدیم ، تهی شدیم ریشه هایی که متعلق به ائمه معصومین است ... روز به روز از معنویت فاصله گرفتیم، به شعار زدگی محض رسیدیم ، در آن دوران زیبا ما اینجوری نبودیم. امیدوارم به لطف پروردگار و خون شهدا و عزیزانی که پشتوانه انقلاب بودند ما برگردیم به عصر خودمان ، به باورهای عصر خودمان که ایران سربلند و پر از امید داشته باشیم"

 

پس از سخنان مجیدی در حالی که سکوت جلسه را فرا گرفته بود آقا با آرامش و مهربانی مطالبی را بدین مضمون  فرمودند " آقای مجیدی بخاطر هنرمند بودنشان روح لطیف دارند و خیلی حساس هستند. من این حرفها را قبلا هم از ایشان شنیده بودم و اشک ایشان را که از خلوص بود دیده بودم... آن روزی که روزهای دفاع مقدس بود همان روزها هم همین جور دعواها بود ، خیال نکنید نبود ، به حافظه مراجعه کنید این دعواها بود. خودم جبهه بودم وگاهی از تهران میامدند نکاتی را می گفتند بعد دیدم در سالهای 63 64 65 هم  بچه ها در کتاب خاطرات خود نیز به آنها اشاره میکردند...آن موقع کنار آن بهشت، جهنمی بود الان هم کنار این جهنمی که شما حس میکنید بهشت هایی وجود دارد .

خاصیت هنرمند این است که آنچه را چشم معمولی نمی بیند ببیند ... خاصیت دل لطیف هنرمند این است که شامه حساس اش بوهای بد را که خیلی ها حس نمیکنند حس کند و هشدار بدهد... این رویه را کاملا تائید میکنم این هشدار ها برای من دلنشین است

 

اما مراقب باشید این نگاه بد بینانه و تا حدودی واقعیانه شما را مایوس نکند ... توقع و انتظار از شما هنرمندان زیاد است و بدانید که می توانید ..."

 




صفحه نخست
خبر خوان RSS
SMPtheme
شروع دوباره