شعری از بیژن ارژن

پسر شدیم و بدون پدر بزرگ شدیم
و با هزار غم و دردسر بزرگ شدیم

و جنگ بود- و آوارگی- و در‌به‌دری
سفر رسید وَ ما با سفر بزرگ شدیم

پدر همیشه سفر بود -مثل اینکه نبود
و ما بدون پدر با خطر بزرگ شدیم

پدر قطار قشنگش قطار ِ رفتن بود
و ما به شوق سفر بود اگر بزرگ شدیم

پدر رسید و ما از قطار جا ماندیم
پلاکش آمد و ما با خبر بزرگ شدیم

قطار پوکه‌ی خالی -و زیرسیگاری
چقدر جای تو خالی پدر، بزرگ شدیم!

که ما بزرگ نبودیم -این شکوه تو بود
به چشم مردم دنیا اگر بزرگ شدیم...

بیژن ارژن

ayateghamzeh.persianblog.ir

/ 5 نظر / 11 بازدید

بسیار زیبا بود

سلام اولا حالت چطوره؟ خوش میگذره؟ ببخشیدنتونستم بیام بلاگت کامنت بعدیمو بخون

علی

آیا اهل بیت(ع) به منزله پدر مهربان برای امت شان هستند؟ اگه آره شما با استدلال مکروه بودن پیراهن مشکی حاضر هستید در مراسم نزدیکانتان نپوشید؟(البته خدا اون روز رو نیاره) اخیرا بزرگداشت شهادت بزرگان دين مان كمرنگ تر از قبل شده است. یکی از عللش هم کلیشه ای شدن آن است کامنت قبلی رو هم من گذاشتم

سلام سد خوبی امیدوارم تا اینجا تابستون خوبی رو پشت سر گذاشته باشید و بقیه اش هم همین طور سلام من رو به مهدی و قائم و اون سیدتون برسون :دیه بزرگ تا الان دسترسی به انترنت نداشتم برای همین طول کشید تا سر بزنم ببخشید به امید دیدار[تایید]

سید علی

[نیشخند][بغل]سلام نفر قبلی من بودم[چشمک]